کرسی نظریه پردازی الگوی ساختاری شناختی درگیری و سرآمدی تحصیلی
11 آبان 1404
کرسی نظریه پردازی الگوی ساختاری شناختی درگیری و سرآمدی تحصیلی

گزارش کرسی نظریه پردازی

الگوی ساختاری- شناختی درگیری و سرآمدی تحصیلی مبتنی بر

سرمایه روان‌شناختی در نظام آموزشی ایران

 11/08/1404 – یکشنبه – ساعت 13 الی 19

 

 

ترکیب اعضای پنل

  • صاحب نظریه (ارائه‌دهنده): دکتر فریبرز درتاج، استاد دانشگاه علامه طباطبائی و رییس انجمن روان­شناسی تربیتی ایران.
  • ناقد اول : دکتر علی دلاور، استاد دانشگاه علامه طباطبائی و رئیس انجمن پژوهش‌های آموزشی ایران.
  • ناقد دوم : دکتر افسانه لطفی عظیمی، عضو هیئت علمی دانشگاه و پژوهشگر حوزه یادگیری شناختی.
  • ناقد سوم: دکتر فاطمه قائمی، عضو هیئت علمی وزارت بهداشت.
  • مدیر علمی جلسه (دبیر کرسی): دکتر فریده محسنی هنجنی، عضو هیئت علمی دانشگاه و پژوهشگر مطالعات بین رشته‌ای.

 

 

مقدمه و آغاز جلسه

نشست با سخنان دکتر فریده محسنی هنجنی به عنوان دبیر کرسی آغاز شد. ایشان با بهره‌گیری از غنای ادبیات فارسی و پیوند ظریف آن با مفاهیم تربیتی، بر اهمیت پرورش همه‌جانبه دانش‌آموزان در یک نگاه کل‌نگر تأکید کردند و ساختار جلسه، زمان‌بندی ارائه و نوبت ناقدان را با نظم و دقت آکادمیک برای حضار تشریح نمودند.

 

طرح نظریه (دکتر فریبرز درتاج)

دکتر درتاج، نظریه خود را با تمرکز بر مفهوم «درگیری تحصیلی چندبعدی» ارائه کردند. هسته مرکزی نظریه ایشان این بود که نظام آموزشی فعلی عمدتاً بر درگیریِ رفتاری متمرکز است و ابعاد شناختی و هیجانی نادیده گرفته می‌شوند. در این الگو، سرمایه‌های روان‌شناختی دانش‌آموز (امید، تاب‌آوری، خوش‌بینی و خودکارآمدی) به
 عنوان موتور محرکه‌ای معرفی شدند که می‌توانند سرآمدی تحصیلی را تسهیل کرده و از فرسودگی تحصیلی در محیط‌های پرفشار جلوگیری کنند.

 

 

 

نقد اول (دکتر علی دلاور - رویکرد سنجش و روان‌سنجی)

دکتر دلاور نظریه را از منظر مدل‌سازی و اندازه‌گیری به چالش کشیدند. ایشان با اشاره به پیچیدگی متغیرهای پنهان در مدل پیشنهادی، بیان کردند: «مفاهیمی چون درگیری هیجانی و سرمایه روان‌شناختی، نیازمند ابزارهای بومی‌سازی‌شده با روایی سازه بسیار بالا هستند. چگونه می‌توان در معادلات ساختاری این مدل، خطای اندازه‌گیریِ ناشی از خودگزارش‌دهیِ دانش‌آموزان را کنترل کرد؟» ایشان تاکید کردند که بدون تدوین یک مقیاس استاندارد و هنجاریابی‌شده در سطح ملی، سنجش اثربخشی این نظریه دچار سوگیری خواهد شد.

 

نقد دوم (دکتر افسانه لطفی عظیمی - رویکرد کاربردی و مداخلات بالینی-تربیتی)

دکتر لطفی عظیمی، با تکیه بر تجربه بالینی و مدیریت مراکز مشاوره، نظریه را از زاویه قابلیت اجرا در مدارس بررسی کردند. ایشان ضمن ارزشمند خواندن تمرکز مدل بر ابعاد شناختی، نقد خود را چنین مطرح کردند: «پروتکل‌های مداخله‌ایِ مستخرج از این نظریه برای مشاوران مدرسه به اندازه کافی شفاف نیست. این مدل چگونه به شکل یک بسته آموزشیِ عملیاتی درمی‌آید تا یک مشاور بتواند در جلسات گروهی، سرمایه روان‌شناختی را در دانش‌آموزانِ دارای شکست‌های مکرر تحصیلی بازسازی کند؟

 

نقد سوم (دکتر فاطمه قائمی - رویکرد فیزیولوژیک و غدد درون‌ریز)

دکتر فاطمه قائمی با تخصص غدد و متابولیسم، زاویه‌ای بدیع و زیست‌شناختی به این مباحث روان‌شناختی افزودند. ایشان استدلال کردند که بررسی «تاب‌آوری و درگیری شناختی» بدون در نظر گرفتن زیرساخت‌های فیزیولوژیک و هورمونی دانش‌آموزان (به‌ویژه در سنین بلوغ) ناقص است. نقد ایشان بر این محور استوار بود: «محیط‌های آموزشی پرفشار مستقیماً بر محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال (HPA) تأثیر گذاشته و ترشح مزمن کورتیزول را به دنبال دارند که خود مانع از شکل‌گیری تمرکز و درگیری شناختی می‌شود. همچنین، نوسانات هورمون‌های تیروئیدی یا جنسی در نوجوانی می‌تواند علائمی شبیه به افت انگیزه تحصیلی یا افسردگی ایجاد کند.» ایشان تأکید کردند که هر الگوی مداخله‌ای در روان‌شناسی تربیتی باید پیش‌فرضِ «سلامت متابولیک و تعادل غدد» را لحاظ کند و نگاهی زیست‌روانی‌اجتماعی (Biopsychosocial) داشته باشد.

 

 

 

 

 

 

 

دفاع ارائه‌دهنده (دکتر فریبرز درتاج)

دکتر درتاج در مقام پاسخگویی، ضمن تقدیر از نگاه موشکافانه ناقدان، توضیح دادند که برای دغدغه دکتر دلاور، یک تیم تخصصی در حال اعتباریابی پرسشنامه‌های محقق‌ساخته با رویکرد نظریه سوال- پاسخ (IRT) هستند. در پاسخ به دکتر لطفی عظیمی، ضرورت تدوین «کتابچه راهنمای مداخله برای مشاوران مدرسه» را به عنوان فاز دوم طرح پذیرفتند. همچنین با استقبال ویژه از نقد بین‌رشته‌ای دکتر قائمی، تأیید کردند که در نظر گرفتن غربالگری‌های سلامت جسمی و فیزیولوژیک به عنوان پیش‌نیازِ اثربخشی مداخلات روان‌شناختی، باید به متغیرهای کنترل در این الگو اضافه شود.

 

جمع‌بندی و پایان جلسه

در پایان، دکتر فریده محسنی هنجنی به عنوان دبیر نشست، با ارائه یک جمع‌بندی ساختاریافته، نقاط پیوند میان روان‌سنجی، مداخلات کاربردی مدرسه، و کارکردهای زیستی- بدنی را برجسته نمودند. ایشان با اشاره به اینکه شکوفایی ذهن دانش‌آموز در گروی تعادل جسم و روان است، دستاوردهای این جلسه چندتخصصی را گامی مهم در ارتقای کیفیت نظام آموزشی دانستند و پس از تنظیم صورت‌جلسه، ختم این کرسی نظریه‌پردازی را رسماً اعلام کردند.